پاسخ هایی برای اندیشیدن ۸۶-پاسخ به چند نقد در ارتباط با مقاله نقدپذیری قرآن

بدست • ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ • دسته: مقالات

اشاره: این نوشته در پاسخ به چند کامنت به مقاله «نقدپذیری قرآن» منتشر شده در زیتون نگاشته شده و در همانجا منتشر شده و اینک در اینجا بازنشر می شود.

با سلام به دوستان کامنتگزار. در اینجا ضمن سپاس از دوستان با کوتاهی تمام به برخی نکاتی که مطرح کرده اند اشاره می کنم.
در مورد سخند آقا (یا خانم) ناظر و آقای اسکندری باید عرض کنم که هر نظری در باب چیستی قرآن داشته باشیم و یا هر روشی را برای فهم و تفسیر قرآن اتخاذ کنیم، گریزی نیست که به پرسش مهم نقدپذیری و یا نقدناپذیری قرآن پاسخ دهیم. این ضرورت زمانه است. وانگهی، چگونه می توان انتظار داشت که اول فلان مسئله حل شود و بعد فلان و بعد فلان . . .؟ اولا چنین چیزی در عالم واقع ممکن نیست و ثانیا اولویت ها را چه کسی تعیین می کند؟ در عالم واقع همواره مباحث چه بسا متعارض و یا متناظر با هم پیش می روند. درست است که پاسخ به پرسش نقدپذیری قرآن به پرسش ها و مباحث مهم دیگر بستگی دارد (و من هم کوشیده ام که به اشارتی بسنده کنم مانند ربط علم و دین و عقل و شرع) اما این بدان معنا نیست که هر محققی باید تا پایان تاریخ منتظر بماند تا آن مسائل پیشینی روشن شود و آنگاه دست به قلم ببرد و اظهار نظر کند. در این صورت هیچ مبحثی قابل تحقیق و طرح نخواهد بود.
اما در مورد سخن آقا رضا. در مورد پرسش مهم نوع ارتباط عقل و وحی، الزام منطقی وجود ندارد که به یکی اصالت مطلق دهیم. وانگهی، مراد از «اصالت» چیست؟ اگر مراد از اصالت معیار داوری باشد، هریک از این دو منبع معرفت (البته اگر وحی و شهود باطنی را مولد نوعی معرفت بدانیم) در جای خود اصالت دارند و هر یک در محدوده ای معیار ند. اما فکر نمی کنم کسی انکار کند که به هرحال وحی بدون عقل فهمیده نمی شود و اصولا خطاب وحی و فلسفه دین خردمندان اند نه سفهیان و دیوانگان و بدین اعتبار تعقل مقدم بر تدین است. البته عقل محدودیت دارد اما تعیین محدوده محدودیت عقل به دست خود عقل است و نه منبع بیرونی دیگر.
در مورد امر مقدس. اولا اصطلاح «مقدس» و یا «متن مقدس» اصطلاحی است مسیحی نه اسلامی و در قرآن این واژه صرفا در باره ذات باری به کار رفته ثانیا نقد لزوما به معنای رد و نفی نیست. چنان که در مقاله گفته ام نقد می تواند درون دینی باشد و بیرون دینی و مهم به رسمیت شناختن «حق نقد» است یعنی حق چون و. چرا کردن. حال اگر شما هم موافق اید ظاهرا اختلافی در میان نیست.
در هرحال اگر می خواهید نظریه ام را رد کنید، روش معقول این است که اول مبانی استدلالی مرا نقد کنید و با طرح برخی نکات حاشیه ای نمی توان اصل مدعا را به چالش کشید.
با سپاس مجدد
اشکوری

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.