تحقیقات مذهبی به مثابه شکنجه و مجازات

بدست • ۸ مهر ۱۳۹۴ • دسته: مقالات

امروز خبر جالب و تازه ای دیدم. فکر کردم به یادداشتش می ارزد.
از دو سال پیش خبری در رسانه ها بود که جوانی به نام سهیل اعرابی به اتهام سب النبی به اعدام محکوم شده است. این خبر بازتاب جهانی هم داشت. سال قبل یک بار من به همین مناسبت در تلویزیون صدای آمریکا صحبت کردم و محکومیت او را محکوم کردم. حال این خبر رسیده که در نهایت حکم اعدام وی (خوشبختانه) لغو و او به هفت سال و نیم زندان محکوم شده است. اما خبر جالب و تازه این است که سهیل به دو سال «تحقیقات مذهبی» نیز محکوم شده است!
در باره این مجازات گفته اند که «آقای عربی در طول دو سال موظف است ۱۳ جلد کتاب در حوزه دین شناسی، مذهب شناسی و رفع شبهات دینی را بخواند و از بخش های هر کتاب خلاصه ای تهیه کند. همین طور باید در تماس با مؤسسه «در راه حق» و پژوهشکده امام خمینی قرار بگیرد و پرسش های خود را مطرح کند. او به عنوان تکلیف هرماه تمام پرسش ها، پاسخ ها و خلاصه کتاب هایش را باید به دادگاه ارائه کند». به نقل از سایت «ایران امروز» مورخ امروز.
به حق چیزهای نشنیده! این حضرات فکر می کنند با این ترفندها جوانی را مسلمان و مؤمن می کنند؟ من نمی دانم این جوان ۳۱ ساله فیسبوکی چگونه فکر می کند و اصولا چه شخصیتی دارد ولی چنین الزاماتی در عمل بسیار بعید است که کسی را به ایمان و دیانت، که امری قلبی و ارادی است، مؤمن کند. حتی می توان گمانه زنی کرد و گفت او با این اعمال شاقه هرچه بیشتر از دین بیزار می شود و از دیانت و متولیان دین فاصله می گیرد. هرچند در عمل ناچار است برای نجات جانش چنین تحقیقات مذهبی را انجام دهد.
نکته بس مهم آن است که این حضرات فکر می کنند که جوانان به دلیل جهل به حقایق دینی از دین ورزی فاصله می گیرند و یا ضد دین می شوند. یعنی مشکل را در نادانی و جهل اینان می بینند. اما به تجربه می دانیم که گریز مردم و به ویژه جوانان از مذهبی بیشتر علت دارد تا نه دلیل و علت اصلی نیز اعمال و رفتار خود آقایان در این چهار دهه است. می گویند کسی در راه دید که زنی کریه المنظر بچه خردسالی را در آغوش دارد و آن بچه بیقراری و گریه می کند و آن زن (که گویا دایه بوده است) به هر دری می زند تا بچه را آرام کند ولی موفق نمی شود. رهگذر دانا به راز کار پی برد و به آن دایه گفت: خانم! تلاش بیهوده می کنید! این بچه مشکلی ندارد جز این که از خود تو می ترسد، رهایش کن، آرام می شود.
وانگهی، قرار است این جوان چه کتابهایی بخواند تا به ایمان بگرود؟ قاعدتا کتابهای دستغیب و مصباح یزدی و در عالی ترین سطح کتابهای عمومی مرتضی مطهری منابع تحقیقات ایشان خواهد بود. با این کتابها جوانی امروزی و با دانش و عاصی به خدا و پیامبر و «ائمه اطهار» ایمان خواهد آورد؟ ارجاع این تحقیقات به دو نهاد «در راه حق» و «پژوهشکده امام خمینی» آشکار می کند که این جوان با دادگاه تفتیش عقاید مصباح یزدی سر و کار دارد، در این صورت، تکلیف روشن است! با اسلامی که «حضرت علامه مصباح یزدی» در این سالها به ایران و جهان عرضه کرده است، داستان این جوان تکرار همان داستان تلخ آن دایه و آن بچه نیست؟
نکته بس مهم دیگر! آیا این جوان در این به اصطلاح تحقیقات مذهبی آزاد است؟! او آزاد است که به نتایج تحقیقات خود ملتزم باشد؟ پرسش از اصول بنیادینی چون باور به خدا و اساس وحی و نبوت به کنار، اما آیا او می تواند از فروعات مذهبی مانند دلیل ختم نبوت و یا امامت و ولایت پرسش کند؟ مثلا اگر سهیل به این نتیجه رسید که امامان شیعه دارای عصمت نیستند، می تواند از آن آزادانه دفاع کند و بدان ملتزم باشد؟ اگر نمی تواند به نتایج تحقیقاتش ملتزم باشد، که قطعا نمی تواند، در این صورت، این تحقیقات برای چیست و اصولا چرا نام تحقیق بر آن نهاده اند؟!
بدین ترتیب این نوع تحقیقات به عنوان مجازات، خود نوعی شکنجه است و در عمل نیز مجازات کنندگان را به هدفشان نمی رساند بلکه به احتمال زیاد، نتیجه عکس خواهد داد.
.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.