توافق هسته ای؛ بیم ها و امیدها

بدست • ۲۴ تیر ۱۳۹۴ • دسته: مقالات

بالاخره دیروز توافق هسته ای بین شش قدرت جهانی (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس) با ایران در وین اطریش اعلام شد. خبری که حدود دو سال است که مردم ایران و جهان منتظر شنیدنش بودند.
ظاهرا و فعلا تمام جناح های درگیر از متن صد صفحه ای توافق راضی و خرسندند. گویا تز برد-برد محقق شده است. پس از اعلام توافق در آمریکا اوباما سخن گفت و در تهر ان نیز روحانی صحبت کرد و هر دو نکات مورد قبول خود را برجسته کردند چرا که برای اقناع افکار عمومی مردم کشورشان و به ویژه برای اقناع تندروان مخالف این توافق باید طوری حرف بزنند که خود را پیروز میدان معرفی کنند. البته ظاهرا هر یک بندهایی از توافق را که به سود خود می دانند برشمردند ولی در برخی موارد حرفهای اوباما و روحانی با هم سازگار نبودند. احتمالا در روزهای آینده (مانند دفعات قبل) روایات مختلف و چه بسا متضادی از طرفین شنیده شود. با این همه مهم نیست که در حرفهای عمومی چه گفته می شود، مهم متن قرارداد است و آنچه در عمل به اجرا در می آید. به ویژه که هنوز آغاز راه است و در مراحل پیچیده بعدی ممکن است که هر لحظه و در هر مقطع هر یک از طرفهای دخیل (بیشتر ایران و آمریکا)، در جایی بهانه جویی کرده و قاعده بازی را به هم زده و راه اختلاف را در پیش بگیرند و در این صورت اوضاع به مراتب پیچیده تر و خطرناک تر خواهد شد. در حال حاضر هم در ایران و هم در آمریکا (بیشتر لابی های افراطی اسرائیل در آمریکا) هر چه در توان دارند خواهند کوشید که این توافق با شکست مواجه شود. جنگ طلبان ایران و آمریکا و صد البته دولت یاغی اسرائیل بی گمان از این توافق راضی نیستند.
در هرحال من و مانند من در حال حاضر طبعا نمی توانیم بگوییم که این توافق چه اندازه به سود مردم ایران و موافق منافع ملی ماست. این را آینده نشان خواهد داد. باید به یاد داشت که در آینده یا کسانی چون ظریف و تیم او نامی بزرگ و پر افتخار بر تارک تاریخ ایران خواهند بود و یا نامی منفور و مردود؛ شاید آینده نه چندان دور این ابهام بر طرف شود. من البته آرزو می کنم گزینه نخست در تاریخ معاصر ایران ثبت شود نه دومی.
ولی هرچه هست، در حال حاضر و تا اینجای کار به نظر می رسد که نفس چنین توافقی، چنان که تمام تحلیگران و روشن اندیشان جهان اذعان کرده ند، خود یک اقدام مهم و در واقع یک پیروزی تاریخی برای ایران و جهان است.
به طور کلی این توافق حداقل می تواند دو پیامد خارجی و داخلی در ایران داشته باشد:
در سطح خارجی این توافق می تواند مبنای سیاست تنش زدایی ایران در روابط خارجی باشد (سیاستی که از دوران خاتمی آغاز شد و در دولت ویرانگر و ضد ملی احمدی نژاد به گل نشت و در دولت روحانی احیا شد).
در سطح داخلی نیز این توافق می تواند با لغو تحریم ها و تعامل بیشتر ایران با جهان، به رونق اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم کمک کند
اما آیا در قلمرو سیاست و فرهنگ داخلی نیز تغییرات مثبتی رخ خواهد داد؟ بعید می دانم که چنین شود. حتی تصور می کنم عکس آن نیز اتفاق بیفتد. به احتمال زیاد آقای خامنه ای و پیروانش پس از این هم بر شعارهای ضد استکباری و ضد آمریکایی شان خواهند افزود و هم فشارها و محدودیت های سیاسی و انقباض فرهنگی و مطبوعاتی را تشدید خواهند کرد. چنان که در دو هفته اخیر نشانه های آن دیده شده است. این نوع واکنش غریزی است و برای بقا لازم می نماید. زیرا چنین توافقی با جهان و آن هم از سر استیصال ناشی از فشار تحریم های ویرانگر و خلاف تمام شعارها و وعده های جاودانه استکبار ستیزی در طول ۳۶ سال، باید به گونه ای پوشیده بماند. چنان که در نوشیدن جام زهر اول در ماجرای پایان جنگ و پذیرش قطعنامه سازمان ملل نیز، چنین حادثه ای رخ داد. با این حال آرزو می کنم چنین روندی رخ ندهد.
با این همه، این توافق واقعا تاریخی است و، به رغم تردیدهای جدی در مورد موفقیت آن در آینده، من به عنوان یک ایرانی و دلبسته به آینده روشن وطنم، به تحقق چنین سیاستی از سوی مسئولان کشورم احساس غرور و شعف می کنم. چرا که برای اولین بار سیاست تنش زدایی در نظام سیاسی کشور با هماهنگی نسبی رهبری و دولت و دیگر قوا با جدیت دنبال شد و سرانجام حداقل تا اینجا و به طور رسمی به فرجامی خوش رسید و روشن شد که با گفتگو و تعامل با جهان و در رأس همه ایالات متحده آمریکا بهتر می توان منافع ملی را حفظ کرد و کشور را از خطرات نجات داد تا ایده های ذهنی و شعارهای افراطی و بی پشتوانه و غیر عملی.
اما جدای از هر نوع تحلیل و آینده نگری، بگذارید به روشنی بگویم، وقتی که می بینم نمایندگان کشورم در یک طرف میز نشسته و نمایندگان شش قدرت بزرگ جهانی در عالی ترین سطح دیپلماتیک و با کارآموزده ترین مردان و زنان سیاست و متخصص در دانش هسته ای در طرف دیگر میز و حدود دو سال چنین مواجهه ای در جریان بوده و در نهایت با توافق مرضی الطرفین به پایان رسیده است، هم بر تیم مذاکره کننده میهنم درود می فرستم و هم به عنوان یک ایرانی احساس غرور و سرفرازی می کنم. به ویژه که وقی این رخداد مبارک را با زمان احمدی نژاد و تیم مذاکره کننده پیشین مقایسه می کنم، خدای را سپاس می گویم که با همت مردم و هوشمندی رأی دهندگان در انتخابات ریاست جهموری سال ۹۲، چنین چرخشی مثبت پدید آمده و چنین تحولی در سیاست خارجی دولت ایران رخ داده است. آرزو می کنم چنین توفیقی موردی نباشد و بیشتر بپاید.
به مردم و دولت و شخص وزیر خارجه و تیم او تبریک می گویم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.