برگی از دفتر ایام-یلدایی در کوچ

بدست • ۲ دی ۱۳۹۱ • دسته: برگى از دفتر ايام

شب گذشته به مناسبت یلدا مراسمی در «کوچ» بود. کوچ نام یک نهاد فرهنگی ایرانی است در شهر بن آلمان. قبلا نیز دو بار به آنجا رفته بودم. یک بار برای سخنرانی و یک بار نیز برای شنیدن سخنرانی دیگر. اما دیشب مراسم حال و هوایی دیگر داشت. در واقع جشن بود و فضای با نشاط شادمانی و سرور. چنان که درخور چنین شبی بود. از دوستی که دعوتم کرد و نیز دوستان کوچ که زحمت چنین مراسمی را کشیده بوده و به گرمی پذیرایی کردند تشکر می کنم.
برنامه با پخش دو فیلم کوتاه آغاز شد. از موسی علیجانی کارگردان و موسیقدان گیلانی که سفری از ایران به این حوالی داشت. تا کنون نامی از او نشنیده بودم. تقریبا میان سال است و شاید هم بتوان گفت جوان. معمولا هر کس که چند سال از من جوان تر باشد می گویم جوان. او کمتر شناخته شده است. فیلم اول حدود ۲۵ دقیقه بود با عنوان «پنجره». نام دومی را به یاد نمی آورم. دومی بیشتر دیالوگ بود بر روی تصاویری خاص. اما فیلم اول خوب بود و تا حدودی پر محتوا و البته نمادین. پس از آن فرصت تنفس بود و صرف شام. هرکسی با خود چیزی آورده بود و البته کسانی چون من مهمان بودیم و مهمان دیگران بودیم. با این همه در مجموع غذا بیشتر از نیاز بود. یعنی عرضه بیشتر از تقاضا.
پس از آن کارگردان گیلانی ما موسیقی اجرا کرد و چند ترانه خواند و به ویژه ترانه گیلگی. ایشان هم فیلم ساز است و هم موسقیدان و هم معلم موسیقی و هم عکاس. یعنی همه فن حریف. با حضور ایشان در مجموع مراسم یلدا حال و هوای گیلانی و شمالی داشت. فیلم اول در فضا و هوای رشت بود و محیط با صفا و طبیعت سرسبز گیلان. گرچه تعداد گیلانی نیز در جلسه کم نبودند. پس از آن چند غزل از حافظ همراه با پیانو اجرا شد. در قسمت پایانی یکی از زنان هنرمند، که طبق تعریف دوستان از دیرباز اهل هنر و آوازخوانی و موسیقی و به ویژه بازیگر تآتر بوده، چند ترانه خواند. صدای خوب و گرمی داشت و نشان می داد که در کار خود استاد است و مهم تر از همه شور و نشاطی بود که با خواندن ترانه های شاد در جمع ایجاد شده بود. چند ترانه نیز به آذری بود. غالبا حاضران نیز با خواننده هم آوایی می کردند و این بر شور و نشاط می افزود.
در مجموع شب خوبی بود. هم اندیشه و هنر بود و هم نشاط و شادی. جمع این دو کم رخ می دهد. گرچه شب یلدا پنجشنبه شب بود اما گویا به دلیل روز کاری بعد (جمعه اول دی) برگزار شده بود. یلدا این سنت کهن ایرانی تا حدودی فراموش شده بود ولی اکنون در حال احیا شدن است. احیای سنن ملی و مذهبی اگر همراه با آگاهی باشد قطعا آموزنده است و در هرحال قوام بخش جمع های مردمی است. یلدا پیام آور درزاترین شب سال است اما در عین حال پیام آور پایان تاریکی و تیرگی و سیاهی نیز هست و از این رو از قدیم در این شب شادی بود و نوعی جشن و شادی همراه با آداب و سنن خاص. گرچه آغاز فصل زمستان و سرما نیز هست اما مهم این است که در آغاز فصل سرد درازی روز و گسترش نور نیز آغاز می شود. در واقع این جمله زیبا و آهنگین قرآن «والّلیل اذا عسعس والصبح اذا تنفّس» وصف این شب و این فصل است: سوگند به شب آن زمان که سیاهی آن انباشته و فشرده می شود و سوگند به صبح آن زمان که در دل تاریکی نفس می کشد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.