پاسخهایی برای اندیشیدن-۱۹- تأملی در حجاب اسلامی

بدست • ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ • دسته: پاسخهائى براى انديشيدن

اشاره: اخیرا یکی از بانوان مسلمان یک ویدئوی سخنرانی تلویزیونی دوست ارجمند جناب آقای مهندس عبدالعلی بازرگان را برایم فرستاد تا ببینم و بشنوم و درباره برخی نکات مطرح شده در آن نظر خود را بگویم. من هم دیدم و استفاده کردم. ابهامی در یک گفته جناب ایشان بود که پرسیدم و رفع ابهام شد. موضوع سخنان برنامه جناب بازرگان «حریم حجاب بود». در نهایت این بانوی بزرگوار نظرم را در مورد حجاب پرسید و در زیر متن نامه ایشان و پاسخ کوتاه من آمده است. البته در نامه جداگانه به برخی از پرسشهای ایشان پاسخ داده ام و در این نوشته اختصاصا به حجاب اشاره کرده ام.

سلام حاج آقا . متشکر از وقتی که گذاشتید. عرضم به حضور شما که کل مسئله مطروحه توسط ایشان برای من قدری غامض است. می دانید ما به تاریخ آن زمان به دلیل بی سوادی اکثریت قریب به اتفاق مردم عربستان دسترسی چندانی نداریم. من مورخ نیستم ولی به هرحال حدسهایی میزنم مثلا اینکه تمام مسلمانان سراسر جهان نمازهای پنجگانه را به یک ترتیب میخوانند یعنی تعداد رکعتها و مسائل کلی و ایستادن به یک سمت و اینها یکسان است در حالی که به این مسائل (تعداد رکعتها) در قرآن هیچ اشاره ای نشده بنابراین حدس می زنم که پیامبر و اسلافش همین طوری نماز می خواندند و نماز چون یک جریانی بوده که هرگز قطع نشده نسل به نسل این یکسانی منتقل شده. حالا یکسری تفاوتها هست. مثلا در بستن دست یا گفتن آمین یا خواندن یک سوره کامل بعد از حمد یا بخشی از یک سوره که جزئیات است ولی چارچوب کلی نماز یکی است. در مورد حجاب هم همین احساس را دارم وقتی تمام مسلمانان دنیا چارچوب کلی حجاب را قبول دارند و فقط در شکل و حدت و شدت آن اختلاف هست، لابد از زمان پیامبر باقی مانده و طبق سنت ایشان معمول شده. مهندس بازرگان آن طوری که من متوجه شدم، که شاید هم اشتباه باشد، می گویند اول حجاب ریشه دینی ندارد و پیش از ظهور تمامی ادیان وجود داشته که این قسمت را من هم قبول دارم و در موردش تحقیق کرده وبه نتایج مشابه رسیده ام. دوما ایشان می گویند آنچه در قرآن آمده می گوید همین روسری که سرتان هست را بیارید روی سینه و گردنتان را بپوشانید تا مردم بدانند متاهل هستید و خواهان شما نباشند. بعد هم خطاب فقط به زنان پیامبر است و آنها که آزاد هستند یعنی کنیز نیستند. این با عقل ناقص من جور در نمیاید. مگر می شود آدم وقتی مجرد است که اتفاقا جوانتر و زیباتر است حجاب نداشته باشد بعد که متاهل شد باید خود را بپوشاند؟ بعد هم چطور ممکن است یک حکم شرعی در مورد آزاد و برده تفاوت داشته باشد؟ مگر زنان کنیز مسلمان نباید نماز می خواندند مثلا؟ بالاخره حجاب واجب هست یا نیست؟ می دانم یک مسئله شخصی است و کیفر دنیایی ندارد ولی نماز و روزه و اصل دین هم همین طور است. با این فرمایش مهندس بازرگان خیلی ها ممکن است استناد کنند و مثلا حجابشان را بردارند. اصلا من نمی دانم اخیرا در مسئله حجاب چه انقلاب ایدئولوژیکی اتفاق افتاده. مثلا خانم . . . که دوست قدیمی خانوادگی ما هستند یادم هست ۴۰ سال پیش حجاب سفت و سخت و محکمی داشتند که زبانزد همه بود. الان در فیلمهای تشییع جنازه مهندس سحابی و هاله من دیدم که اصلا مثل آن موقع نیستند و حجابشان مثل حجابهای اجباری غیر معتقدین در کشور ایران است. یا یک نفر دیگر که اگر من به چشم خودم نمی دیدم باور نمی کردم که بازهم ۵۰ سال پیش در ایران همیشه پیراهن ماکسی و روسری ترکمنی خیلی بزرگ به سر می کردند با اینکه همسرشان شغل دولتی خیلی مهمی داشت و حجاب این خانم برایش مشکل ساز بود هرگز کوتاه نمی امدند ولی من یک فیلم از ایشان دیدم که در لندن با بلوز و شلوار و کاملا بدون روسری در خیابان بودند. البته بالای هفتاد سال سن دارند ولی برای من خیلی جای تعجب داشت. خیلی از لطف شما متشکرم.

پاسخ:
فکر می کنم در مورد حجاب پیش از این با شما صحبت کرده و نظرم را خدمت شما گفته ام. در عین حال امتثال امر کرده مجددا نکاتی را در این باب عرض می کنم. اول بگویم که من از جناب بازرگان پرسیدم این که فرموده اید حجاب به نشانه ازدواج و شوهر داشتن برای زنان است مستند به سنتی در تاریخ است و یا اسلام و قرآن؟ ایشان فرمودند که یک گزارش تاریخی است و ربطی به اسلام ندارد و من هم به عنوان یک امر تاریخی بیان کرده ام نه مذهبی. بنابراین پاسخ این قسمت روشن شده است.
اما در مورد اصل حجاب. جای بحث تفصیلی و تفسیری و اجتهادی نیست از این رو به طور فشرده به نکاتی اشاره می کنم:
اولا- استنباط وجوب شرعی حجاب به معنای پوشش سر و گردن و یا بازوها و قسمت پایین پا از آیات مربوطه (احزاب، ۵۹ و نور، ۳۰-۳۱) محل تأمل است و به رغم غلبه نظریه وجوب کسانی هم صرفا از منظر تفسیری و فقهی چنین وجوبی استنباط نمی کنند. فکر می کنم دیدگاه این دسته اخیر درست باشد.
ثانیا- اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در آیات (مانند جلباب)، دقیقا روشن نیست و حداقل می توان به گمان قوی گفت منظور اصلاح برهنگی و نیمه برهنگی رایج آن زمان در مورد مردان و زنان و در هرحال حداکثر رعایت همان پوشش متداول زنان عرب بوده منتهی با دقت و تحفظ بیشتر.
ثالثا-همان آیات (واجب یا غیر واجب)، بر اساس ضرورت و رفع مشکلی خاص (از جمله اصلاح پدیده برهنگی و نیز به نص قرآن وقوع آزار جنسی زنان در کوچه های تاریک و شبانه مدینه) بوده و طبعا بر اساس قاعده فقهی رابطه حکم و موضوع، با انتفاء موضوع حکم نیز منتفی خواهد شد و از این رو رعایت شکل و یا نوع خاصی از پوشش نمی تواند جاودانه باشد و از آن نمی توان یک حکم شرعی دایمی استنباط کرد. چرایی و چگونگی نزول آیات حجاب و سیر تحولی آن نشان می دهد که در همان زمان پیامبر هم نوع خاص و فرم ویژه و محدوده معین و ثابت برای پوشش زنان (از سر و گردن گرفته تا تمام اعضای بدن) وجود نداشته و در واقع حکمی خاص و ثابت تشریع نشده است. هرچه بود همان پوشش رایج و عرفی بود و اسلام به دلایل کم و بیش روشنی اندکی آنها را اصلاح و متحول کرد.
رابعا- از کاربرد آیات قرآن در این زمینه، می توان استنباط کرد که بیان و مضمون توصیه ها از جنس توصیه های اخلاقی و ترجیهی (استحسانی و به تعبیر فقهی استحبابی) است نه در مقام جعل حکم شرعی به مثابه یک قانون الزام آور (به همین دلیل در قرآن هیچ مجازاتی دنیوی برای متخلفان لحاظ نشده است). مضمون و یا بهتر بگوییم «فحوا»ی آیات این است که زنان مؤمنه در پوشش و رفتارهای خود در حریم مردان مواظب باشند و به تعبیر دقیق قرآن از «تبرّج» (احزاب، ۳۳) (قابل ذکر شماری مفسران تبرج را رفیق بازی خاص زنان شوهردار دانسته اند) دوری گزینند تا حریم ها حفظ شود و جامعه (زنان و مردان) به همسرانشان وفادار بمانند و مرتکب زنا نشوند. اصولا واژه «تبرج»، که به معنای «خود عرضه کردن» است (نه لزوما آرایش و یا رعایت نوعی خاص از پوشش چرا که تبرج رفتار زباندار و عامدانه است نه ظاهر و پوشش)، به خوبی مراد و مقاصدالشریعه در این مورد را نشان می دهد. همان گونه که مردان با ایمان نیز لازم است از تبرج خودداری کنند.
خامسا- اگر تمام این ملاحظات جدی را نادیده بگیریم و طبق فتوای فقیهان محترم پوشش تمام بدن و حتی سر و گردن را یک حکم دایمی شرعی بدانیم که زنان مسلمان حتما باید رعایت کنند، با هیچ معیار فقهی و عقلی و نقلی نمی توان حجاب را اجباری دانست و آن را برای زنان مسلمان و به ویژه زنان غیر مسلمان در یک جامعه اکثرا مسلمان تحمیل کرد و برای این تحمیل قانون وضع کرد و افراد را مجازات کرد.
در هرحال به گمانم حجاب به معنای پوشش خاص سر و گردن اگر هم در آن زمان واجب و لازم بوده (مانند بسیاری از احکام اجتماعی و مدنی دیگر) یک حکم جاوادنه نیست.
در مورد تفاوت حجاب زنان آزاد و یا کنیزان چنان که جناب بازرگان گفته اند حجاب برای زنان کنیز و برده واجب نبوده و این صریح قرآن است. اما از قضا همین مطلب نشان می دهد که موضوع حجاب اولا ربطی به موضوع جنسی و تحریک جنسی و شهوت، به گونه ای که حالا روی آن تأکید می شود، ندارد و ثانیا جاوانه نیست و به عنوان یک حکم شرعی ثابت نیست.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.