سیما و سیره محمد در قرآن ۲۵- بخش پنجم: فصل سوم- رفتار متقابل پیامبر با همسران

بدست • ۱۸ مهر ۱۳۹۰ • دسته: مقالات

بخشی مهم از سیره نبوی، رفتار همسران پیامبر با وی و رفتار او با زنان است. اهمیت آن نیز به آن است که این بخش از سیره هم در فقه و هم در اخلاق اسلامی انعکاس پیدا کرده و منتهی به احکام فقهی و اخلاقی شده و برای مسلمانان، بویژه در حوزه رفتار‌‌های خانوادگی، همواره الهام بخش و آموزنده است. گرچه سیره نبوی در ارتباط با همسران منحصر به قرآن نیست اما از آنجا که در این سلسله گفتارها برآنیم تا سیره را فقط در قرآن بررسی کنیم، با استناد به برخی موارد در ارتباط با رفتار متقابل پیامبر با همسرانش، همین موارد را مورد بحث و تحقیق قرار خواهیم داد. این موارد زیاد نیستند اما به خوبی از فضای خانواده و ارتباط زنان با همدیگر و ارتباط آنان با حضرت رسول و عکس‌العمل آن حضرت در برابر آنان حکایت می‌کند.

 

۱- رفتار زنان با هم

در آیه ۱۱ سوره حجرات آمده است: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ »[۱]

در مورد شأن نزول این آیه، آرای مختلفی اظهار شده است که عموماً متکی به روایات است و نمی‌توان یکی از آنها را قاطعانه پذیرفت. از جمله گفته شده است که عایشه و حفصه، ام‌سلمه را مسخره می‌‌کردند. گفته شده است ام‌سلمه با پارچه‌ای سفید دو کشاله ران خود را بسته بود و دو طرف پارچه از پشتش آویزان بود. عایشه می‌گفت: ببینید! چه چیزی مانند زبان سگ از پشت او آویزان است! نیز گفته شده است که عایشه ام‌سلمه را به خاطر کوتاهی قدش مورد استهزارء قرار میداده است. نیز روایت است که این آیه پس از آنکه عایشه صفیه را با خطاب «یهودی» و «یهودی­زاده» مورد تحقیر قرار داد، نازل شد و پیامبر فرمود: چرا به او نگفتی که پدرم هارون است و عمویم موسی و شوهرم محمد؟!

ظاهراً مسلم است که آیه درباره تمسخر زنی یا زنانی از زنان پیامبر به وسیله زنی یا زنانی دیگر وی نازل شده است. در این صورت، می‌‌توان تا حدودی فضای خانوادگی پیامبر و نوع ارتباطشان را با هم دریافت. به گزارش قرآن و به ویژه روایات، غالباً روابط بین هووها دوستانه نبوده و گاه خصمانه نیز می‌شده است. به ویژه جبهه عایشه و حفصه، همواره موجب آزار زبانی و عملی زنان دیگر بوده است. می‌توان این وضعیت را به چند عامل منسوب کرد:

۱- طبیعت چند همسری و خصومت‌‌های طبیعی و رقابت‌‌های عادی بین هووها.

۲- عقب ماندگی فرهنگی مردمان آن دوران عربستان به ویژه زنان.

۳- زندگی تقریباً مشترک زنان به دلیل عادی بودن و یا فقر اقتصادی.

 

۲- رفتار متقابل همسران با پیامبر

در این مورد به دو موضوع مهم می‌پردازیم. یکی آیات ۱تا۵ سوره تحریم است، و دیگر، آیات ۲۸و ۲۱ سوره احزاب. این آیات، هم به شکلی روابط زنان با هم را نشان می‌دهند و هم رفتارشان را با پیامبر و هم عکس‌‌العمل وی با زنانش را بازگو می‌کنند.

در آیات اول تا پنجم سوره تحریم چنین آمده است:

« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ / قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاکُمْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ / وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ / إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَهُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ / عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا »[۲]

در این آیات چند موضوع مطرح شده است که عموماً با ابهام و پرسش مواجه‌اند و لذا همواره بین مفسران محل بحث و مناقشه بوده و هست و هرکدام به استناد و روایات وارده در شأن نزول آیات، رأیی برگزیده و حداقل نظری را ترجیح داده است.

موضوعات محوری آیات عبارتند از:

  1. پیامبر«چیز» ی را بر خود حرام کرده بود.
  2. دلیل آن تحریم نیز خشنودی همسرانش بوده است
  3. گاه می‌توان سوگندی را به شرط دادن کفاره شکست.
  4. در این ارتباط پیامبر رازی را به بعضی از همسرانش گفت.
  5. چون آن راز آشکار شد، پیامبر بخشی از راز را بیان کرد و از بخش دیگر چشم پوشید
  6. وقتی راز مگو آشکار شد، افشا کننده گفت چه کسی تو را از آن خبر داد، پیامبر فرمود: خداوند آگاهم کرد
  7. دو زن در این میان مقصر قلمداد می‌شوند و لذا از آنان خواسته شده است توبه کنند.
  8. اگر پیامبر شما را طلاق دهد (ظاهراً آن دو زن مورد خطاب هستند)، خداوند برای وی همسرانی بهتر و نیکوتر می‌دهد.

در شأن نزول این آیات، طبق روایات، سه نظر ابراز شده است که به اختصار اینهایند:

۱- زنی به نام ام­شریک خود را به پیامبر بخشید اما آن حضرت به خاطر رعایت حال همسرانش و خشنودی آنان، آن هبه را نپذیرفت. در این نظر، این مطلب تحریم آن زن به وسیله پیامبر مطرح بوده است. البته این مطلب در آیه ۵۰ سوره احزاب آمده است اما به نظر می‌رسد ربطی به این آیات نداشته باشد چرا که با مجموعه مطالب مطرح شده در این پنج آیه همخوانی ندارد.

۲- پیامبر پس از نماز صبح به حجره‌های همسرانش سر می‌زد. نزدیکی از نزدیکان همسرانش (زینب دختر جحش یا سوده و یا ام‌سلمه و یا حفصه) عسلی برایش هدیه آورده بودند و آن زن برای پیامبر از آن عسل شربت درست می‌کرد. وقتی پیامبر وارد می‌شد تا سلام کند و بگذرد، او را نگه می‌داشت تا شربت را به او بدهد. عایشه حسادت کرد و به همسران دیگر گفت وقتی پیامبر نزد شما آمد تاسلام کند، بگویید دهانت بوی مغافیر (صمغ گیاهی بسیار بد بو) می‌دهد، تا به این وسیله پیامبر را از ماندن بیشتر در یک جا و نوشیدن شربت منع کنند. عایشه به محض دیدن پیامبر، بینی خود را گرفت و گفت: مغافیر خورده‌ای؟ فرمود: نه، نزد فلان زن، شربت­عسل خورده‌ام. عایشه گفت: حتماً زنبور عسل از شیره مغافیر مکیده است. پیامبر برای رضایت همسرانش سوگند یاد کرد که دیگر از آن شربت ننوشد.

طبق این رأی، رازی که پیامبر به برخی همسرانش گفت، مربوط به تحریم شربت بود و حضرت نمی‌خواست خبر این تحریم به گوش صاحب عسل برسد و ناراحت شود.

۳- پیامبر معمولاً اوقات فراغت روزانه خود را نزد یکی از همسرانش می‌گذراند. روزی نوبت حفصه بود اما به محض ورود پیامبر، حفصه اجازه گرفت تا برای انجام کاری نزد خانواده­اش برود. پیامبر ماریه را نزد خود خواند. حفصه پس از بازگشت وقتی فهمید ماریه نزد پیامبر بوده است، خشمگین شد و در حالت اعتراض شدید گفت: در روز من، در حجره من، با غیرمن؟! هرگز! «پیامبر به انگیزه آرام و راضی کردن حفصه فرمود: ماریه را بر خود حرام می‌کنم و سوگند به خدا که دیگر با او خلوت نکنم، و تو این مسأله را با کسی در میان مگذار» ولی حفصه بلافاصله عایشه را از این ماجرا باخبر کرد. البته ذیل همین روایت، نظر دیگری اظهار شده آن این که حفصه از تحریم ماریه قانع نشد و پیامبر برای آرام و خشنود ساختن وی، ناچار شد او را از خلیفه شدن ابوبکر و پس از آن عمر پس از وفات خود، آگاه ساخت و حفصه این خبر را به عایشه داد و به پدرش رسانید. طبق این تفسیر آنچه به صورت راز مطرح بوده است، همان تحریم ماریه است که به حفصه گفته شد ولی او آن را افشا کرد.

در این میان به نظر می‌رسد که خبر مربوط به ماریه قابل قبولتر باشد و حداقل با ظواهر آیات سازگارتر است. البته قابل ذکر است که از روایت اخیر مبنی بر خبر دادن از خلافت ابوبکر و عمر آشکارا بوی جعل و اختلافات فرقه‌ای می‌آید. اما به هر حال اکنون و حداقل در ارتباط با بحث کنونی ما شأن نزول آیات مورد بحث چندان مهم نیست.[۳] آنچه قابل توجه و استناد این است که اولاً همسران پیامبر با هم رقابت و درگیری و اختلاف داشتند و ثانیاً گاه با همسر‌شان نیز کشمکش و اختلاف پیدا می‌شد. دلایل و زمینه‌های اختلاف نیز مانند زمینه‌ها و عوامل اختلافات دیگر بین آدمیان و به ویژه بین هووها (همبو) در تمام ادوار تاریخ و در تمام جوامع است و از این نظر بین همسران متعدد پیامبر و نوع ارتباط آنان با هم و با همسرشان تفاوتی وجود ندارد. درست است که پیامبر قبل از همسری برای زنان، پیامبر بود اما در ارتباط ویژه خانوادگی و زناشویی، فرقی بین او و دیگران نبود. در چنین خانواده‌هایی به طور طبیعی انگیزه‌هایی چون رقابت، حسادت، منافع مادی و سیاسی و اجتماعی، عقده‌ها و گاه مسأئل غریزی و عاطفی زمینه‌ساز بگو مگو‌ها و اختلافها و درگیر‌یها می‌شود و در این میانه به هر حال یک پای مسأله و گاه اختلاف و دعوا شوهر است. اما آنچه اکنون و در بحث سیره نبوی و در ارتباط با آیات مورد گفت‌و‌گو مهم است، رفتار پیامبر با چند‌تن از همسرانش پس از پدید آمدن یک اختلاف و یا سوء تفاهم است. طبق آیات، ظاهراً پیغمبر پذیرفته است که خلوت کردنش با ماریه در نوبت حفصه و در منزل او و یا نوشیدن شربت مغافیر اشتباه بوده است و او قول می‌دهد که تکرار نشود و یا جبران کند. وی به عنوان تضمین عهد خود و جلب رضایت همسر و یا همسرانش حتی ماریه و یا شربت را بر خود حرام می‌کند و حتی حاضر می‌شود که امتیاز ویژه‌ای به یکی از زنانش بدهد تا او را ساکت و آرام کند. سرانجام خداوند دخالت می‌کند و ماجرا را به سود پیامبرش فیصله می‌دهد.

 در این ماجرا دو نتیجه بدست می‌آید: ۱- خلق عظیم و حسن سلوک کم نظیر نبی گرامی اسلام با زنانش و آن هم در میان اعراب خشن و بی‌اعتنا به حقوق و منزلت زنان، ۲- فقدان علم غیب (حداقل در همه حال) و امکان ارتکاب اشتباه (و نه البته گناه شرعی) پیامبر. به هرحال طبق این آیات، پیامبر اسلام در زندگی شخصی و خانوادگی به تغبیر قرآن، «بشر‌رسول» است (اسراء/۹۳) و خانواده او نیز مانند دیگر خانواده‌‌ها است و به هر حال مسأئل و مشکلات خاص خود را دارد و پیامبر نیز به عنوان همسر و مدیر خانه از طریق عادی و عاقلانه و مدبرانه به مشکلات و اعتراضات رسیدگی می‌کند.

و اما مورد دیگر از رفتار متقابل حضرت رسول با همسرانش، آیات ۲۸ تا ۳۱ احزاب است:

« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا/ وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَهَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا/ یَا نِسَاء النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا / وَمَن یَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِیمًا »[۴]

در باره علت نزول این آیات گفته شده است که پس از جنگ خیبر پس از آن پیامبر غنایم را تقسیم کرد برخی و یا تمام همسرانش به اعتراض برخاسته و گفتند: «آنچه که به دست آورده­ای را به ما بده» اما حضرت فرمود اموال را طبق فرمان الهی بین مسلمانان تقسیم کرد. زنان خشم گرفتند وگفتند: « شاید فکر می‌کنی اگر ما را طلاق دهی، هم طرازهایی از قوم خود پیدا نمی‌کنیم که ما را  به همسری برگزینند؟». آنگاه وی از تمام همسران کناره گرفت و در منزل ماریه (ام ابراهیم) اقامت گزید. گویا وی تصمیم داشت آنان را طلاق دهد و لذا گفته‌‌ا‌ند که بیست‌و‌نه روز صبر‌کرد تا زنان از عادت ماهیانه پاک شوند آنگاه طلاق ممکن شود. در این زمان آیات فوق نازل شد. آیات نیز، چنان که از مضامین آنها بر‌می‌آید، نوعی میانجی‌گری خداوند است، چرا که زنان را دعوت به انتخاب می‌کند، یا خدا و رسول را انتخاب کنند و در پارسایی و قناعت زندگی کنند و یا دنیا و تمتعات آن را و البته جدایی از پیامبر را.

در این آیات نیز رفتار متقابل همسران و پیامبر به روشنی گزارش می‌شود. همسران متوقعند و رفاه بیشتر طلب می‌کنند و خدا و رسول بدان تن نمی‌دهند. اما عکس‌العمل خدا و رسول در برابر خواسته‌های زنان، بسیار مهم و الهام بخش است. چرا که با زنان فزون خواه و معترض، انسانی، مختارانه، حقوقی و محترمانه برخورد می‌شود نه حاکمانه و خشونت گرایانه و یک سو همراه با تضیع حقوق قانونی و رسمی آنان. در واقع باید گفت مرد‌خانه، که پیامبر و پیشوای اخلاقی و سیاسی جامعه هم هست، حق دارد با معیارهای مقبول خود زندگی کند و توقع دارد خانواده او نیز چنان باشند، اما زمانی که، به هر دلیل، آنها نخواستند، کاری نمی‌شود کرد ولی حق انتخاب دارند و خود باید آیند‌ه‌شان را بدون اکراه انتخاب کنند. در چنان شرایطی که زنان را حقی در ازدواج  و طلاق و یا معیشت و نوع زندگی نبود و یا اندک بود، چنین رفتار انسانی و متمدنانه­ای یک تحول مهم انسانی و حقوقی در ارتباط با زنان و مسأله جنسیت است.


[۱] . ای مؤمنان! نباید که قومی، قوم دیگر را به ریشخند بگیرند، چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و نیز زنانی زنان دیگر را، چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و در میان خویش عیب جویی مکنید، و یکدیگر را به لقب‌های بد مخوانید. پس از ایمان، گرایش به فسق، بد رسمی است، و هرکس (از این کار) باز نگردد، اینانند که ستمگرانند.

[۲] . ای پیامبر چرا در طلب خشنودی (بعضی از همسرانت) چیزی را که خداوند بر تو حلال گردانده است، تحریم می‌کنی؟ و خداوند آمرزگار مهربان است/ به راستی‌که خداوند شکستن سوگند‌‌هایتان را (با دادن کفاره) برشما رواداشته است، و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است/ و چنین بود که پیامبر سخنی را پوشیده‌وار به بعضی از همسرانش گفت، و چون آن را (آن زن به زنی دیگر) خبر داد، و خداوند او را از آن آگاه کرد، بخشی از آن را (در عتاب به خود آنان) بیان داشت و از بخش دیگر صرفنظر‌کرد، و چون آن زن (صاحب راز و افشاگرآن) را از آن آگاه کرد، گفت چه کسی تو را از این خبر داد؟ فرمود مرا خداوند دانای آگاه با خبر کرد/ اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید، و به راستی هم دلهای شما برگشته است (از‌گناه شما در‌می‌گذرد)، و اگر در برابر او همدستی کنید، بدانید که خداوند دوست اوست و جبرئیل و صالح (ترین) مؤمنان، و فرشتگان نیز پشتیبانند/ چه بسا اگر شما را طلاق دهد، پروردگارش برای او همسرانی بهتر از شما جانشین گرداند‌که زنانی مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌‌کار، پرستشگر خداوند، روزه‌دار، اعم از بیوه و دوشیزه باشد.  

[۳] . باید توجه داشت که روایات مذکور در باب شأن نزول آیات، چندان با شخصیت و منش و جایگاه بلند نبوی سازگار نیست و به سادگی نمی­توان آن را پذیرفت. نقل این اسباب نزول صرفاً برای روشن­تر شدن ابهامات آیه و گزارش­های تاریخی انجام شد.

[۴] . ای پیامبر به همسرانت بگو اگر زندگانی دنیا و تجمل آن را می‌خواهید پس بیایید تا بهره‌مندتان سازم و به رهایشی نیکو رهایتان کنم/ اگر خداوند و پیامبر او و سرای آخرت را می‌خواهید بدانید که خداوند از برای نیکوکاران شما پاداش بزرگ آماده ساخته است/ بگو ای زنان پیامبر هرکس از شما مرتکب کار ناشایست آشکار شود، عذاب او دو چندان می‌شود و این امر به خداوند آسان است/ و هرکس از شما در برابر خداوند و پیامبرش فروتنی و تسلیم پیشه کند، و کار شایسته پیش گیرد، پاداش او را دوبار (دو چندان) می‌دهیم و برای او روزی ارزشمند فراهم سازیم.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.