علی رضاقلی: نویسنده ای که جرأت دانستن و نوآوری داشت

خبر رفتن یاران و دوستان یکی پس از دیگری می رسد. هرچند به تعبیر رایج «مرگ حق است» و موجب تأثر و تأسف می شود، اما به هر حال مرگ افراد معمر طبیعی می نماید ولی مرگ دوستان و یارانی که چندان کهن سال نیستند و یا انتظار رفتن شان نیست، بسیار سخت تر و آزار دهنده تر است. دریافت خبر مرگ غیر منتظره زنده یاد علی رضاقلی یکی از این موارد است. عمر 75 ساله در شرایط کنونی کوتاه می نماید.
رضاقلی را از دهه شصت در جلسات بزرگداشت سالانه دکتر شریعتی و آیت الله طالقانی، که درخانه ای در تهران برگزار می شد، شناختم. در این جلسات هرچند محدود افراد قابل توجهی از اهل تفکر و نظر شرکت می کردند. به گونه ای که این مراسم ها در دهه هفتاد از معدود کانون های فکری تهران و شاید در ایران شمرده می شود که در آن غالبا جوانان نسل انقلاب حضور می یافتند و در باره موضوعات کم و بیش نظری مبتلابه در قلمرو دین و سیاست و جامعه گفتگو می کردند.
هرچند افراد مختلفی در این نشست های متوالی در چند شب سخنرانی می کردند ولی یکی از محبوب ترین شخصیت ها زنده یاد مهندس عزت الله سحابی بوده است. از آنجا که محورهای اصلی سخنان ایشان در این سلسله برنامه ها مسائل اجتماعی و سیاسی و در واقع نوعی جامعه شناسی حول اقتصاد سیاسی بود، جذابیت خاص داشت و افراد زیادی را تحت تأثیر قرار می داد. البته شخصیت و منش خاص سحابی و تجارب پر ارج وی در مبارزه و سیاست و تا حدودی تخصص وی در اقتصاد سیاسی نیز بر جذابیت و نفوذ کلام وی می افزود. سحابی همواره دغدغه ایران داشت و به ویژه از مقطع انقلاب به بعد از توسعه جامع و متوازن بومی و مستقل دفاع و حمایت می کرد. در دهه شصت و هفتاد وی از تریبون همان جلسات استفاده می کرد و نظریاتش را با مخاطبان علاقه مند در میان می گذاشت. کاری که در سرمقاله های مجله «ایران فردا» نیز پی می گرفت.
یکی از افرادی که در آن جلسات حضور می یافت و فعالانه در بحث ها و گفتگوها مشارکت داشت علی رضاقلی بود. به تدریج دانستم که رضاقلی خود یک محقق و جستجوگر و صاحب نظر در اقتصاد سیاسی است و به ویژه به ایران و تاریخ و فرهنگ و توسعه آن بسیار علاقه مند است و از این نظر با سحابی و افکار و دغدغه هایش قرابت داشت. اظهارنظرهای او نشان می داد که وی در این زمینه ها در قامت یک محقق و صاحب نظر سخن می گوید. گاه در مقام منتقد سخن می گفت و گاه در مقام مؤید.
این آشنایی و دوستی رضاقلی با سحابی و در حاشیه با من در اشکال مختلف ادامه یافت. کتاب «جامعه شناسی نخبه کشی» وی، البته با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی خاص آن سال ها، با استقبال عموم مواجه شد. هرچند او آثار دیگری در همین زمینه ها (از جمله «جامعه شناسی خودکامگی») منتشر کرده است ولی فکر نمی کنم هیچ اثری به اندازه نخبه کشی مورد توجه قرار گرفته و اثرگذار شده باشد.
در هرحال آنچه از نظر من علی رضاقلی را برجسته و خاص می کند آن است که او «جرأت دانستن» داشت. شریعتی همواره روشنفکران ترجمه ای را مورد حمله و نقد قرار می داد و به گمانم رضاقلی یکی از مصادیق روشنفکران غیر ترجمه ای معاصر ایران بود. او تلاش می کرد خودش باشد و اگر چیزی می گوید و یا می نویسد در حد امکان بدان رسیده باشد و از کسی تقلید نکرده و یا حرف های دیگران را مکرر نکند. به همین دلیل در حد مطلوب نوآور بود. او ایران دوست به معنای معقول آن بود و دغدغه توسعه و پیشرفت ایران داشت و از خودکامگی حاکمان و نخبه کشی تاریخ ما در رنج بود و تلاش می کرد چنین روندی تکرار نشود. در هرحال رضاقلی هرچه می گفت و می نوشت، از سر تفنن نبود بلکه بر آن بود تا راهی به رهایی و آزادی مردم بگشاید.
خدایش رحمت کند و شادی روح و غفران الهی برای آن بزرگ مسئلت دارم و به خانواده آن عزیز سفر کرده تسلیت می گویم.
سه شنبه 9 فروردین 401

Share:

More Posts

خاطره تلخ درگذشت شریعتی

اشاره: این مطلب در صفحات 356-357 کتاب «گرد آمدو سوار نیامد – یادمانده های پیش از انقلاب ایران» (چاپ 2020 در آلمان) آمده که اکنون

Send Us A Message